موفقیت در کار تیمی

موفقیت در کار تیمی

همه ما موفقیت را به شکست ترجیح می‌دهیم و مخصوصاً اگر طعم شیرین موفقیت را چشیده باشیم، بیشتر به دنبال موفقیت خواهیم بود. در مقاله موفقیت چیست، یک تعریف ساده از موفقیت ارائه شده و به این نکته که انسان دارای ابعاد مختلفی هست نیز اشاره شده است. این نکته هم بدیهی به نظر می‌رسد که انسان‌ها موجوداتی هستند اجتماعی و اینکه می‌توان گفت؛
بودن در جمع و میان همنوعان، یکی از نیازهای ابتدایی هر انسانی می‌باشد.
وقتی صحبت از موفقیت می‌شود، شاید در وهله اول، موفقیت‌های فردی هر شخصی به ذهن بیاید، ولی ما می‌خواهیم به موفقیت‌های گروهی و تیمی بپردازیم.
در جوامع مختلف دیده می‌شود که سازمان‌ها، شرکت‌ها، مجموعه‌ها و گروه‌هایی هستند که به موفقیت‌های زیادی از هر لحاظ دست پیدا می‌کنند و در کسب ثروت هم از دیگر رقیبان‌شان جلوتر هستند. در مقابل برخی از سازمان‌ها، شرکت‌ها، مجموعه‌ها و گروه‌ها هم علی‌رغم تلاش زیاد، به اهداف و جایگاه مطلوب‌شان نمی‌رسند.
خیلی روشن است افرادی که دنبال شغل مناسب هستند، دسته اول را خیلی بیشتر می‌پسندند و تلاش می‌کنند هر طور شده در آن مجموعه‌ها سِمت بگیرند و مشغول کار شوند، برعکس خیلی تمایلی به اشتغال در مجموعه‌های دسته دوم نداشته و اگر هم در آنجا مشغول به کار شوند، معمولاً از سر اجبار و بخاطر تأمین مادی خود و خانواده‌شان به این کارها ورود پیدا می‌کنند.
حال قضیه اینجاست که در دسته اول، یعنی شرکت‌ها و مجموعه‌های موفق، عللی وجود دارد که باعث موفقیت‌های آن مجموعه شده است. از جمله این علل، مدیریت و در واقع رهبری درست و اصولی قطعاً نقش اساسی داشته و نیز یک علت مهم دیگر، وجود یک تیم دلسوز، ماهر، هدفمند و همدل بوده که باعث شده کل گروه به موفقیت دست پیدا کنند.
در کار گروهی یا تیمی، ممکن است دو حالت پیش آید؛
یکی اینکه آن تیم با داشتن ویژگی‌هایی که برخی از آن‌ها در بالا آورده شد، به یکدیگر و به تیم کمک کرده و تیم را به موفقیت‌ها و اهداف دلخواه برساند (این دیدگاه را هم باید داشت که همه با هم سوار یک کشتی هستند و باید با یکی شدن و همدلی، از پس طوفان مسائل و مشکلات متفاوت برآیند…).
دومی اینکه ممکن است در بعضی از نمونه‌های کار گروهی، هر عضوی منتظر این باشد که عضو دیگر فلان کار را انجام داده و عملاً اکثر اعضای این‌گونه تیم‌ها، از زیر بار مسئولیت‌ها شانه خالی می‌کنند و در مواقعی که یک جای کار خراب می‌شود، تقصیر را به گردن دیگری می‌اندازند!
موردی که باید به آن توجه داشت این است که؛
در مجموعه‌های موفق که کارهای تیمی به خوبی نتیجه می‌دهد، یکی از بزرگ‌ترین دلایل موفقیت این است که آن تیم یا گروه، توسط یک رهبر هدایت می‌شود و نه یک مدیر یا رئیس!
نگرش یک رهبر این است که برای رشد و موفقیت یک تیم، باید تک تک اعضای آن تیم رشد کنند و به موفقیت برسند. بخاطر همین این رهبر طوری برنامه‌ریزی می‌کند که هر کدام از افراد گروه، سعی در رسیدن به اهداف شخصی‌شان داشته باشند و بدین طریق، پویایی این افراد باعث می‌شود که تیم هم با وجود یک رهبر توانمند و دانا و نیز اعضای توانمند و دلسوز، روز به روز اوضاعش بهتر شده و به اهدافش نزدیک‌تر شود.
هر کدام از ما آدم‌ها در انجام کارها محدودیت‌هایی داریم. یعنی اینکه وقتی یک نفر هستیم، هر چقدر هم خوب کار کنیم باز هم به اندازه یک نفر کار خواهیم کرد! اما وقتی یک نفر دیگر باشد که در مسیری که پیش رو داریم همراهی‌مان کند، قطعاً نیرو و انرژی ما نَه دو برابر، بلکه چند برابر خواهد شد و این همان اصل سینزژی است که می‌توان از این اصل در انجام کارهای بزرگ، استفاده کرد.
حال اگر به جای دو نفر، چند نفر باشیم و تشکیل یک گروه را بدهیم که هر نفر طبق توانمندی‌اش، مسئول انجام کاری خاص می‌باشد، قطعاً با هماهنگی و تعادل سازی و نیز رهبری و مدیریت صحیح این همه پتانسیل، انرژی مضاعف شده و سرعت رشد و پیشرفت آن گروه، به بالاترین حد خود خواهد رسید.
« یک دست صدا ندارد! » و « هر سَری عقلی دارد… » نمونه‌هایی از ضرب‌المثل‌هایی هستند که به این موضوع اشاره دارند.
و جمله آخر؛
برای داشتن یک تیم خوب و حرفه‌ای، باید یک رهبر خوب و حرفه‌ای باشید و اعضای تیم را هم با توجه به آیتم‌هایی خاص انتخاب کرده، بپرورانید…

نویسنده: هاشم ولایتی

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *